محمد تقي جعفري

211

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

پايان دادن زندگى و ارزشهاى آن تمام خواهد گشت ، پيدا نميكنم . دردى كه شما داريد ، آن معماى لا ينحل نيست كه نتوان از عهدهء حل و فصلش برآمد شما خودتان بهتر از همه مىدانيد كه درد و بيمارى شما ، سخنپردازيها و بىاعتنائى به زندگى و نادانى به دستورات الهى و سهلانگارى در عمل به آنها است . اينست درد شما . دواى اين درد چيست آيا دواى اين درد ، نشستن و فردا فردا گفتن است هين مگو فردا كه فرداها گذشت تا به كلى نگذرد ايام كشت مولوى آيا دواى درد شما اشكالتراشىها و چون و چراها و شطرنجبازيهاى فكريست اينها دوا نيستند ، اينها دردهائى هستند كه به شكل پارچه هايى مسموم دردها را مىپوشانند و آنها را مزمن و ريشه دارتر ميكنند . از دشمن نهراسيد ترس و وحشت شما از دشمن ، شما را زبون و ناتوان نموده و بر قدرت او مىافزايد . ترس و هراس از آن داشته باشيد كه خود را در برابر دشمنان ببازيد . دشمنان نيز مانند شما مردمى هستند كه مشمول قوانين طبيعتند . آنان در ترس و اضطراب و آرامش و خوشى و ناخوشى و مقاومت و تزلزل و از همه بالاتر در چشيدن طعم زندگى تفاوتى با شما ندارند . عوامل و نيروهاى طبيعت با آنان خويشاوندى ندارند . قدرت اراده و دفاع از آبرو و شرف در نهاد همهء انسانها تعبيه شده و مخصوص بيك گروه معين نيست . 26 ، 27 ، 28 - ا قولا به غير علم و غفلة من غير ورع و طمعا فى غير حقّ ( آيا سخن بدون علم آيا غفلت بدون خوددارى از آلودگيها آيا طمع و اميد براى رسيدن به حق ( پيروزى ) بدون شايستگىها يا با طمع براى رسيدن به غير حق )